محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6472

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بازگردد كه جبايى را جانشين كرد و علمهايى را كه از اردوگاه تكمين گرفته بود با كشتيهايى كه از ابو تميم و خشيش و تكين گرفته بود همراه برد ( 536 و برفت تا به اردوگاه خبيث رسيد ، و اين در جمادى الاول سال دويست و شصت و چهارم بود . سخن از اينكه چگونه زنگيان توانستند وارد واسط شوند و سخن از حادثات معتبر سال دويست و شصت و چهارم گويند كه وقتى سليمان بن جامع از پس نبردى كه زنگيان با تكين داشتند سوى سالار زنگيان روان شد ، جبايى ، يحيى بن خلف ، با سپاهى كه سليمان به جاى نهاده بود در زورقها به طلب آذوقه سوى مازوران رفت . جمعى از سياهان نيز با وى بودند . ياران جعلان متعرض وى شدند و كشتيهايى را كه با وى بود بگرفتند و هزيمتش كردند كه شكست خورده بازگشت تا به طهيثا رسيد و نامه هاى مردم دهكده به او رسيد كه خبر مىداد كه منجور وابستهء امير مؤمنان و محمد بن على يشكرى وقتى خبر يافته‌اند كه سليمان بن جامع در طهيثا نيست فراهم آمده‌اند و ياران خويش را فراهم كرده‌اند و به آهنگ دهكده آمده‌اند و در آنجا كشته‌اند و سوخته‌اند و كسانى از مردم آن كه نجات يافته‌اند از جاى خويش سوى دهكدهء حجاجيه رفته‌اند و در آن اقامت گرفته‌اند . جبايى به سليمان نوشت و مضمون نامه هاى مردم دهكده را با آنچه از ياران جعلان ديده بود به دو خبر داد . سالار زنگيان ، سليمان را با شتاب به طهيثا فرستاد كه چون آنجا رسيد چنان وانمود كه آهنگ نبرد جعلان دارد و سپاه خويش را بياراست و جبايى را پيش روى خويش در زورقها روانه كرد و سواران و پيادگان همراه وى كرد و دستور داد كه به مجازروان رود و در مقابل اردوگاه جعلان بماند و اسبان را نمايان كند و بچراند چنان كه ياران جعلان آن را ببينند اما با آنها نبرد نكند ، خود وى با همه سپاهش بجز گروهى